محمد بن زكريا الرازي

59

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

اگر تغليظ و تبريدى كه در خون بدرجهء نرسد كه از سردى و غلظت سابق زيادتر و قبل از فوران خون باشد در اين صورت خون دوبار و سه بار غليان پيدا مىكند و تو در اين حال مانع از عمل طبيعت خواهى شد . و اگر خون در حال شدت جوشش باشد ، ممكن نيست آن را ساكن نمود ، مگر با موادى كه خون را منجمد نمايد ، كه خطر آنها بسيار است مثل افيون و شوكران « 1 » و مقدار زيادى عصاره كاهو و تاجريزى و مانند آنها و اصرار در تعقيب و دنبال نمودن تدابيرى كه بيان نموديم ، با تمام اين احوال از جامد شدن خون و خاموش شدن حرارت غريزى از راه اسراف در چنين معالجات اطمينانى بدست نمىدهد . و اگر تو در اين تدابير اسراف ننمائى ، به خاموش نمودن جوشش و مقاومت با حرارت سركش غريبه موفق نخواهى شد و اگر در اين تدابير اسراف كنى از ميزانى كه موجب تقويت بر مقاومت با حرارت غريزى و خاموش نمودن آن و حرارت غريبه است تجاوز نموده‌اى . و هرگاه در اين تدابير زياده‌روى كنى از ميزانى كه مقاومت بر حرارت غريزى غريبه را تقويت و تجاوز و آنها را خاموش كرده‌اى . من در اينجا مطلبى براى تو بيان مىنمايم : بعضى از اطباء به علت نادانى و بعضى به علت بخل در حرفه خود و خودخواهى از اين موضوع گذشته و آن را بيان نمىكنند تا بخواست خداوند تو در اين مورد مرتكب خطاى بزرگ نشوى . هرگاه علامات آبله را ديدى و ملاحظه نمودى كه بدن كشيده « 2 » مىشود و خميازه زياد و درد كمر و سرخى رنگ و چشم و سردرد شديد و قوى با نبض درشت و پر « 3 » و تنگى نفس « 4 » و ادرار كدر و قرمز و گرمى بدن بمانند وقتى كه انسان از حمام بيرون آيد داشته و بدن هم پرگوشت « 4 » باشد ، با چنين وضع اگر بخواهى معالجه كنى موجب

--> ( 1 ) - Cigiie ( 2 ) - كشش و مالش بدن كه ايجاد ناراحتى كند . ( 3 ) - Pouls ample . ( 4 ) - لحيم - Musculeux .